درباره وبلاگ در ميان من و تو فاصله هاست گاه مي انديشم ، مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري تو توانايي بخشش داري دستهاي تو توانايي آن را دارد ، که مرا زندگاني بخشد چشم هاي تو به من مي بخشد شورِ عشق و مستي و تو چون مصرعِ شعري زيبا ، سطرِ برجسته اي از زندگي من هستي... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان په خدا جرمم چه بی دلم برشتی... حرفهایی که بی منت از عمق وجودم برمیخیزد... دیروز که زانوهایم لرزید دیگر نتوانستم با این یار دیرینه کنار بیایم به ناچار تکیه بر دیوار زدم اما نمیدانم شاید ویرانی من در پس همین دیوار به ظاهر محکم باورهای خوب خودساخته ذهنم پنهان شده باشد شاید روزی تک تک خشت هایش بر سر دلم فرو ریزد شاید فردا که باز زانوهایم لرزید دیگر این دیوار نباشد... نمیدانم شاید تنها یک چیز ورای آن همه باور،در پس این دیوار باشد میترسم فردا دیواری نباشد و من فقط یک ویرانه باشم.... خداوندا ببین آن لحظه که من خواستم و با صداقت بیان کردم او نخواست یا نشنید... خداوندا ببین زمینت شده جای ادمهایی که واقعیت را به دروغ میسپارند... خداوندا غرورم را به زیر پاهایش رها کردم ندید... خداوندا تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری..... شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن.... آدما با شما هام که بیخیال میبینید نمیخونید رد میشید مگه واسه عشق واسه خواستن واسه دوست داشتن چقد زمان میخواد یه روز ده روز یه ماه دو ماه سه ماه... یکسال ده سال!!!!! یا یه لحظه واقعی ؟؟؟؟ یه لحظه که همه وجودت به یکباره تمنای بودنشو می کنه احساسش میکنه میخوادش..... خدایا چرا اینه بخت من چرا نمیخواد بپذیره.... نظرات شما عزیزان: سه شنبه 2 مهر 1392برچسب:, :: 9:19 :: نويسنده : h.karimi
![]() ![]() |